توجه داشته باشيد كه از اين متن‌هاي عربي اجمالاً به‌ترتيب تاريخي گفتگو مي‌كنم‌؛ بنابراين‌ به يكي از بزرگ‌ترين پزشكان اسلامي‌، يعني رازي‌، مي‌پردازيم‌. كتاب المنصوري او را ژرار كرمونائي به لاتيني و قريب يك سده بعد، شم ـ طُب بن اسحاق به‌عبري ترجمه كردند. رساله‌هاي ديگر او را موسي بن تبّون‌، و احتمالاً ناتان هه ـ مأتي به عبري ترجمه كردند. بالاخره‌ كتاب الحاوي‌، يعني بزرگترين دايرةالمعارف طب يونان و عربي را فرج بن سليم در 1279، به‌ لاتيني ترجمه كرد.
قسمت نظري يك دايرةالمعارف بزرگ ديگر، يعني كتاب الملكي علي بن عباس را قسطنطين‌ افريقي‌؛ و بخش ديگري در باب جراحي را يوحناي ساراسِن از شاگردان قسطنطين‌، و روستيكوس پيزايي به‌لاتيني ترجمه كردند؛ و ترجمه‌ٴ لاتيني تازه‌اي از تمام كتاب در حدود 1127، به‌دست اصطفن انطاكي صورت گرفت‌.
بزرگ‌ترين رساله‌ٴ جراحي اسلامي‌، يعني كتاب التصريف ابوالقاسم زهراوي را ژرار كرمونائي‌ به‌لاتيني و قريب يك سده‌ٴ بعد، شـِم ـ طُب بن اسحاق به‌عبري ترجمه كردند. مِشُلًم بن يونس و شايد ناتان هه ـ مأتي در اين زمان‌، ترجمه‌هاي ديگري به‌عبري صورت دادند. ادويه‌ٴ مفرده‌ٴ كتاب‌ تصريف را سيمون جنوايي با همكاري ابراهيم بن شـِم ـ طُب از عربي يا احتمالاً از عبري به‌ لاتيني ترجمه كرد.
اولين ترجمه‌ٴ لاتيني زادالمسافر ابن جزار به قسطنطين افريقي منسوب است‌؛ اصطفن‌ سرقسطي بار ديگر، اين كتاب را به‌لاتيني و موسي بن تِبُّون به‌عبري ترجمه كردند. از مقدمه‌ٴ موسي بن تبُّون چنان برمي‌آيد كه ترجمه‌ٴ عبري قديمي‌تري از زبان لاتيني صورت گرفته بوده‌ است‌.
وقتي به نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ يازدهم‌، برسيم ابن‌سينا را سرآمد جمعي از موٴلفان كم‌اهميت‌تر ولي‌ معروف خواهيم يافت‌. رساله‌ٴ ادويه‌ٴ ابن وافد را ژرار كرمونائي به‌لاتيني و رساله‌ٴ ديگري ــ در باب داروهاي مسهل و قي‌آور ــ از ماسويه مارديني را سموئيل بن يعقوب كاپوايي به‌عبري‌ ترجمه كردند. يكي از بهترين آثار قديمي عربي در باب بيماري‌هاي چشم از عمار بن علي توسط ناتان هه ـ مأتي به‌عبري ترجمه شد. شرح كبير علي بن رضوان بر صناعةالطب جالينوس را ژرار كرمونائي به لاتيني و سموئيل بن تبّون پيش از پايان همان سده‌، به عبري ترجمه كردند.
و اما ابن‌سينا، شيخ‌الرئيس و سلطان العلما: دايرةالمعارف طبي او ــ يعني قانون كه قرن‌ها براي پزشكان نوعي كتاب آسماني به‌شمار مي‌رفت ــ به وسيله‌ٴ ژرار كرمونائي به‌لاتيني ترجمه‌ شد. زرحيه‌گرا كيايي و موسي بن تبّون قسمت‌هايي از آن را به عبري ترجمه كردند؛ و بر اثر مساعي ناتان هه ـ مأتي ترجمه‌ٴ كامل آن به زبان عبري در 1279، امكان‌پذير شد. در آن زمان‌، يك سده از عمر ترجمه‌ٴ لاتيني مي‌گذشت‌. قانون چنان مفصل و جامع بود كه اكثريت پزشكان‌